تعداد کل بازديد : 57004

بازديد امروز : 36

بازديد ديروز : 177

اهل حق

[ خانه | ايميل |شناسنامه | مديريت ]

موضوعات وبلاگ

لينک دوستان

درباره خودم

حضور و غياب

يــــاهـو

آواي آشنا

بايگاني

تاريخچه مسلک اهل حق
فرقه اويسيه
زناي قطب در خانقاه
سرّمگو چيست؟
آيا اهل حق مسلمانند؟
تفاوت از زمين تا آسمان
قرآن زرده چيست؟
رهبر(شيطان بزرگ) هزار چهره [2]
بيو گرافي مکتب نور علي الهي
افشا گري تکان دهنده يک اهل حق [2]
عرفان صوفيانه؟؟؟از نوع اويسي
آيا سيدهاى اهل حق واقعاً سيد هستند؟ [3]
الفاظ سرچ براي پيدا کردن وبلاگهای اهل حق
چرا اهل حق کتاب هايشان را به ديگران نشان نمى دهند
آيا مذهب اهل حق آيين خاصى است يا دينى است التقاطى؟
تعاليم مذهبى «اهل حق» در قالب چه کتابهايى عرضه مى شود
سر سپردن و مراسم آن چيست؟
اهل حق در چه مناطقى زندگى مى کنند؟
آيا اهل حق براى ترويج مذهب خود تبليغ هم مى کنند؟
مقدسات اهل حق کدامند؟ [2]
نور علي الهي (مدعي پيامبري )
حرف دل [2]
بين بد و بدتر
حقيقت عبوديّت
توجيهات گذاشتن سبيل بلند....
چرا اهل حق سبيل مى گذارند؟
سران نيرنگ و فريب
نقدی بر نقد گلمراد مرادی
خرافه سوزی [2]
ظلمانيت در مسير نورانيت
اختلافات خاندانهاي اهل حق
حکايتي از شيخ بهائي در مورد شيخ صوفيه
نامه اي از دکتر بهرام الهي [2]
مريد و مراد پروري
خداي اين قوم کيست؟!!
خطاب به اهل حق
حکم نورعلي درباره کفر نورعلي1
حکم نورعلي درباره کفر نورعلي 2
حکم نورعلي درباره کفر نورعلي 3
حکم نورعلي درباره کفر نورعلي 4 [2]
حکم نورعلي درباره کفر نورعلي 5
حکم نورعلي درباره کفر نورعلي6
باز هم دست خونين شاخه هاي ترور اهل حقهاي مکتبي
باز هم جنايتي ديگر از مکتبي‌ها
قتل يک صوفي گنابادي توسط گروه نورعلی الهی
بي هويتي در مرام و شخصيت نور علی الهی
ديدگاه نورعلي الهي در مورد زن
آماده مناظره ام
استفتاءازمراجع و آثار نور علي الهي1
استفتاءازمراجع و آثار نور علي الهي2
توزيع آيات شيطاني در انتشارات جيحون
نوار اعترافات سياوش نخبه [2]
جسارت نورعلي به حضرت علي(ع)1
جسارت نورعلي به حضرت علي(ع)2
فتح الله يا نورعلي؟؟؟ [2]
نور على و بکر زائى
نورعلي و تناسخ1
نورعلي و تناسخ2
نورعلي و تناسخ3
نورعلي و تناسخ4
نورعلي و تناسخ5
نورعلي و تناسخ6
ظهور منجي ويژه تمام اديان است [2]
نورعلي و برداشتي غير معقولانه از صاحب الزمان(عج)
رمضان ماه خوبيها
روزه در آيين اهل حق 1
روزه در آيين اهل حق 2
روزه در آيين اهل حق 3
روزه در آيين اهل حق 4
روزه در آيين اهل حق 5
روزه در آيين اهل حق6
روزه در آيين اهل حق7
روزه در آيين اهل حق8
روزه در آيين اهل حق9
روزه در آيين اهل حق10
سر فطر ياري
عيد فطر مبارک
سال خود را با دعا امشب بساز
اهل حق در چنگال بهائيت
سالگرد مرگ شيطان
دين ابداعي يا وسوسه شيطاني1
دين ابداعي يا وسوسه شيطاني2
منصب داران «دين ابداعي»1
منصب داران «دين ابداعي»2
ديدار مکتبيهاي هشتگرد با دکتر بهرام
خويشتن را درياب
حمله وحشيانه دراويش گنابادي بروجرد به مسجد النبي(ص)
ادامه ماجرا
مدعيان دروغگين عرفان
تحريف وقايع بروجرد توسط اقطاب گنابادی
کن مرحمتي به سوي ما معصومه(س)
هتک اهل حق در کلام نورعلي1
هتک اهل حق در کلام نورعلي2
هتک اهل حق در کلام نورعلي3
هتک اهل حق در کلام نورعلي4
هتک اهل حق در کلام نورعلي5
ششمين سالگرد قتل سيد خليل عالي نژاد [2]
هتک اهل حق در کلام نورعلي6
قانون اهل حق و بي حرمتي نورعلي به آن1
قانون اهل حق و بي حرمتي نورعلي به آن2
قانون اهل حق و بي حرمتي نورعلي به آن3
قانون اهل حق و بي حرمتي نورعلي به آن4
تروريستهاي مکتب نور علي الهي [2]
حج در مکتب نورعلي الهي [2]
تشکر از همه دوستان
نورعلي و دست غيب
کلوب مکتب ابداعي راه اندازي شد [2]
امام حسين (ع) از نگاه دکتر شريعتي [2]
بدعتگذار ملعون است
چوپان دروغگو(قدرت نمائي مشتي فتح الله)
رياست جمهوري فرانسه و رابطه آن با دکتر بهرام الهي
ذات مهمان بازي نورعلي1
مظهريت و ذات مهمان بازي نورعلي2
نگاهي گذرا به مکتب ابداعي
واي !!! دکتر بهرام الهي با شورت در فرانسه
حاميان خارجي اهل حق
آيا نورعلي استاد و راهنما است؟!!! [2]
توبه نور علي يا فريب افکار [2]
صندوق قبر سلطان صهاک را با تبر خورد کردند
درگيري اهل حق هاي طرفدار نورعلي با مردم هشتگرد
جوابي به يک دوست [2]
شباهت نورعلي و عبدالوهاب 1
شباهت نورعلي و عبدالوهاب 2
شباهت نورعلي و عبدالوهاب 3
دليلي بر ديوانه بودن نورعلي
گودال سياهي به نام مکتب ابداعي [2]
فحاشي نورعلي به امام علي(ع)1
فحاشي نورعلي به امام علي(ع) 2
فحاشي نورعلي به امام علي(ع) 3 [2]
اصول دين در سليقه نورعلي [2]
فروع دين در سليقه نورعلي1
فروع دين در سليقه نورعلي2
فروع دين در سليقه نورعلي3
گفتارهاي نورعلي ؛ از مبدئي الهي يا شيطاني
ازدواج استعماري و نفوذي دراويش مکتبي [2]
بهرام الهي مرد سه زنه [2]
بزرگترين خيانت نورعلي به اهل حق!!!
نيرنگ در گفتار فريب در افکار [2]
کتابشناسي عرفانهاي نوظهور [2]
آرامش اعصاب را با عرفان اشتباه گرفته‌اند!
اجرت دعا نويسي نورعلي
شاهرخ الهي کوچکترين پسر نورعلي [2]
نورعلي در خط انهدام اسلام [2]
اولين سالگرد شهادت حجت‌الاسلام عباس صبائي
نتايج يک نظر سنجي
خليل واقعي تا خليل ساختگي
366 بجاي بسم الله الرحمن الرحيم [2]
شواهدي دال بر تروريست بودن مکتب نورعلي [2]
حذف مخالفين مکتب با دستور بهرام الهي
برخي از اصطلاحات اهل حق1
برخي از اصطلاحات اهل حق2
برخي از اصطلاحات اهل حق3
برخي از اصطلاحات اهل حق 4 [2]
برخي از اصطلاحات اهل حق 5 [3]

جستجوي سريع

  :جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!

اشتراک

نام:

ايميل:

 

 

[ و به عمار پسر ياسر فرمود ، چون گفتگوى او را با مغيره پسر شعبه شنود . ] عمار او را واگذار ، چه او چيزى از دين بر نگرفته جز آنچه آدمى را به دنيا نزديک کردن تواند ، و به عمد خود را به شبهه‏ها در افکنده تا آن را عذرخواه خطاهاى خود گرداند . [نهج البلاغه]

+ مقام عباس(ع)

نويسنده:علي آباداني::: پنجشنبه 17/5/1387::: ساعت 8:44 صبح

چهارم شعبان (شانزده مردادماه)، مصادف است با ولادت بزرگمرد کربلا، عارف و عالم به ولايت، حضرت ابوالفضل العباس(ع). درباره شجاعت و شهامت و ايثار قمر بني‌هاشم(ع)، سخناني بس فراوان و بجا وجود دارد که هر شيعه علاقه‌مند به ائمه اطهار و خاندان آن بزرگواران، به آن واقف است. اما اين نوشتار از منظري ديگر به شخصيت آن عالي‌مقام پرداخته است که توجه خوانندگان را به آن معطوف مي‌دارم.


سلام بر سقاي حسين
مقام علمي عباس(ع)


حضرت عباس(ع) در خانه‌اي زاده شد که جايگاه دانش و حکمت بود. آن جناب از محضر اميرمؤمنان، امام حسن و امام حسين(ع) کسب فيض کرده است. بنابراين از علي‌بن‌ابيطالب(ع) در مورد حضرت عباس(ع) نقل شده است که فرموده‌اند: «ان ولدى العباس زق العلم زقا»؛ يعني همان‌طور که پرنده به جوجه خود مستقيماً غذا مي‌دهد، اهل بيت(ع) نيز مستقيماً به آن حضرت علوم و اسرار را آموختند.
و همچنين روايتي بدين مضمون از امامان معصوم(ع) نقل شده است که فرموده‌اند: «همانا عباس‌بن‌علي علم را چون غذا از پدرش وارد جان خويش نموده است».
علامه شيخ عبدالله ممقاني در کتاب نفيس «تنقيح المقال»، در مورد مقام علمي و معنوي ايشان گفته است: «آن جناب از فرزندان فقيه و دانشمندان ائمه(ع) و شخصيتي عادل، مورد اعتماد، با تقوا و پاک بود».


مقام عرفاني قمر بني هاشم(ع)


اگر به زندگي و حالات حضرت ابوالفضل‌(ع) از اين منظر نگريسته شود، مشخص مي‌شود که آن حضرت نماد راستين عرفان است و مقامات سلوک را به بهترين شيوه طي نموده است. مخصوصا وقتي در حالات آن حضرت در روز عاشورا دقت مي‌شود، برخي از مقامات عرفاني آن حضرت، نمود پيدا مي‌کند که به برخي از آن مقامات اشاره‌اي داريم:


مقام اخلاص


يکي از منازل مهم عرفاني، منزل اخلاص است. اخلاص داراي سه درجه است:
1. انجام خالصانه عمل بدون چشمداشت پاداش.
2. کافي ندانستن سعي و عمل خود.
3. آن‌که خود و کار و عمل خود را در مسير اراده حق، هيچ نداند و همه چيز را از خداوند بداند.
حضرت ابوالفضل‌(ع) جان خويش را در راه خدا در طبق اخلاص مي‌نهد و از هيچ رنج و زحمتي هراس به دل راه نمي‌دهد. اين شهامت و ايثار وي، حکايت از ميزان اخلاص او دارد؛ در آن رجز زيباي حضرت، اين نکته به روشني نهفته است: «والله إن قطعتموا يميني / اني اُحامي ابدا عن ديني» که هدف او در اين بيت نهفته است چرا که او حاضر نيست از هدف خويش دست بردارد و اين نهايت اخلاص است.


مقام صبر


يکي ديگر از منازل مهم در عرفان عملي، منزل صبر است. صبر در عرفان عملي عبارت است از آن‌که سالک نفس خويش را با وجود جزع و گله‌مندي، از شکايت به غير باز دارد. يکي از درجات بلند عرفاني حضرت ابوالفضل‌(ع) درجه او در صبر است. او در صحنه کربلا، برادران خود عبدالله و جعفر و عثمان را پيش از خود به ميدان مي‌فرستد و شهادت آنان را نظاره‌گر است اما هيچ اظهار شکوه نمي‌کند و با ايماني راسخ تا پاي جان از مولايش دفاع مي‌کند. به همين خاطر است که در زيارت نامه آن عالي‌مقام آمده است: «السلام عليک ايها العبد الصالح المطيع لله و لرسوله، اشهد انک جاهدت و نصحت و صبرت حتي اتيک اليقين».


مقام شکر


شکر سه درجه دارد؛ نخست شکر بر اشياي محبوب و دلخواه، درجه دوم، شکر بر امور ناگوار و درجه سوم آن‌که بنده فقط منعم را شهود نمايد. بي‌گمان اگر عباس بن علي را چنين شهودي دست نداده بود، چگونه مي‌توانست که مرگ در کام او از عسل هم شيرين‌تر باشد. ابوالفضل، آن جرعه نوش شهادت، بي‌گمان در آن لحظه‌هايي که آب دستانش را بريده بودند، جز شهد اين شهود در جان نداشت.


ادامه مطلب...


+ موسيقي استاد الهي2

نويسنده:علي آباداني::: چهارشنبه 16/5/1387::: ساعت 8:44 صبح

موسيقي استاد الهي


در سالهاي اخير به دليل بروز پاره اي از مسائل تنبور عاميت بيشتري يافت واز انزواي تحميل شده به خود اندکي بيرون آمد.در سال 1339 آهنگ ماندگار ((علي گويم ،علي جويم )) با اجراي مرحوم درويش امير حياتي از راديو پخش شد.
همچنين در سال 1353 اولين گروه تنبور نوازان به سرپرستي مرحوم سيد امر الله شاه ابراهيمي تاسيس شد.با اين وجود در آن زمان خيليها حتي نام ساز تنبور را به درستي نمي دانستند.کم کم گروههاي ديگري از دل اين گروه بيرون آمد که معروفتريت آن گروه تنبور شمس به سرپرستي علي ناظري (کيخسرو پور ناظري) بود.اکثر تنبور نوازان مطرح امروز همنوازان سابق اين گروه بودند.صداي سخن عشق، مهتاب رو، حيراني، با صداي شهرام ناظري، افسانه تنبور و مستان سلامت ميکنند با صداي بيزن کامکار و دلارا با صداي سراج، از جمله آثاري بودند که به شناسايي تنبور کمک شاياني کردند.
بي شک نميتوان نقش کيخسرو پور ناظري در شناسايي اين ساز را ناديده گرفت.
به جرات مي توان گفت که تنبور و تنبور نوازان امروز مديون زحمات خالصانه اين استاد بزرگ هستند.
آثار ماندگار ايشان از آندست آثاري است که هرگز رنگ و بوي کهنگي به خود نميگيرد و هنوز بعد از گذشت اين همه سال در تمام فروشگاههاي عرضه محصولات موسيقي يافت ميشوند.گرچه اين گروه از گروه ((تنبور شمس)) به گروه ((شمس)) تغيير نام داد، و نه تنها تنبور در اين گروه محوريت کمتري يافت بلکه نقش استاد نيز به طور محسوس کمرنگ شد و اکثر امور به دست فرزندان ايشان افتاد(که اين امر باعث شد توجه گروه بيشتر معطوف تکنيک شود تا حس) اما هتوز هم هرگاه استاد دست به ساز ميبرد و با آن چهره دلنشين زخمه بر ساز ميزند هوش از سر آدمي ميپرد.
بعد از مدتي اعضاي گروه از هم جدا شدند و برخي به تاسيس گروههاي جديد تنبور نوازي دست زدند و بعضي بصورت انفرادي راه خود پيمودند.
از جمله گروههايي که از دل گروه ((تنبور شمس)) بيرون آمد گروه ((بابا طاهر)) به سرپرستي مرحوم سيد خليل عالي نژاد بود.اگرچه شايد شهرت اين گروه تا بعد از فوت مرحوم عالي نژاد پنهان ماند ، اما ميتوان گفت اين گروه از زمره موفق ترين گروههاي تنبور نواز بعد از گروه تنبور شمس بود.
اکثر آثار اين گروه در مدح حضرت علي (ع) به زبان کردي و فارسي بود و گاها برخي از ملوديها از آهنگهايي بودند که قبلا بوسيله افراد ديگر خلق شده بودند.
گروه ارغنون به سرپرستي رامين کاکاوند نيز بعدا از بطن گروه باباطاهر بوجود آمد.اولين آلبوم اين گروه با نام ((بوي بهشت)) با صداي حسام الدين سراج با استقبال خوبي مواجه شد.موفقيت اين اثر را بايد مديون مرحوم عالي نژاد دانست زيرا اکثر ملوديهاي بکار رفته در اين آلبوم از ساخته هاي ايشان اقتباس شده بود.
با مرگ مرحوم عالي نژاد تحول عظيمي در موسيقي عرفاني ايجاد شد.



+ سلام بر تو اي سفينه عشق

نويسنده:علي آباداني::: چهارشنبه 16/5/1387::: ساعت 12:11 صبح

shaban.gif
       سلام بر تو اي نزديک ترين نام به خدا! سلام بر تو اي سفينه عشق! مدينه را شور حضور تو پر کرده است. شميم لبخند پنجره ها! فضا را عطرآگين نموده و آسمان، خيره به نورافشاني مُنزل وحي، نام زيباي تو را زمزمه مي کند و زمين چه سعادتمند، گهواره حضور تو پيدا شده است. اي رهبر عاشقان و دلدادگان، اي حسين (ع) ميلادت گرامي و پاينده باد
677jqxk.gif677jqxk.gif677jqxk.gif677jqxk.gif677jqxk.gif677jqxk.gif677jqxk.gif677jqxk.gif677jqxk.gif677jqxk.gif677jqxk.gif

شکر لله که جهان بار دگر احيا شد


 در رحمت به رخ خلق دو عالم واشد


دل ما از نعم رحمت حق شيدا شد


 همچو فردوس برين روى زمين زيبا شد


مژدگانى بده اى دل که به شادى و خوشى


 جشن ميلاد حسين بن على برپا شد


در شب سوم شعبان به دو صد جلوه گرى


 صاحب يک پسر خوش سيرى زهرا شد


جلوه گر شد ز افق کوکب بخت بشرى


 که مقام بشريت ز حسين پيدا شد


شد نبى شاد و على خرّم و زهرا مسرور


که گل سرسبد گلشن طاها واشد
677jqxk.gif677jqxk.gif677jqxk.gif677jqxk.gif677jqxk.gif677jqxk.gif677jqxk.gif677jqxk.gif677jqxk.gif677jqxk.gif677jqxk.gif677jqxk.gif



+ موسيقي استاد الهي1

نويسنده:علي آباداني::: يکشنبه 13/5/1387::: ساعت 11:58 صبح

موسيقي استاد الهي


در چند پست قصد دارم از هنر موسيقي استاد الهي مطالبي بنويسم تنها هنري که در نورعلي وجود دارد و من شيفته آنم و روزي نيست که نواي تنبور و فلوت او را نشنوم و از آن لذت نبرم.


در ابتدا با مقدمه اي وارد اين بحث مي شوم


 بر اهل فن واضح است که تنبور اصالتي چند هزار ساله دارد و اين امر نه از روي غلو بلکه با مستندات تاريخي همراه است.با تبديل تنبور از يک ساز باستاني به يک ساز آييني که در قرن چهارم به دست شاه خوشين و به سبب راه يافتن اين ساز در حلقه ذکر يارسان انجام گرفت ،اين ساز بيش از پيش اصالت خود را حفظ کرد و علاوه بر جنبه تاريخي – باستاني ،داراي بعد معنوي نيز شد و قداست يافت. طوري که حتي در زمان حال نيز تنبور هرگز با استخوان و ساير زينتها تزئين نميشود و اين امر سبب جدايي اين ساز از سازهاي سرگرم کننده ميشود.
با گذشت زمان سازهاي ديگري از تنبور مشتق شدند که چگور ،ديوان ،سه تار و .... از آن جمله هستند، اما تنبور تيسفوني به مدد مردمان يارسان صلابت و اقتدار خود را حفظ کرد و کمتر دچار تغيير شد :
اکثر سازهاي زهي در ايران باستان داراي صدايي بم بودند ،رباب و بربط از شواهد اين موضوع هستند.تنبور نيز داراي همين ويژگي بود. استفاده از رشته هاي طبيعي  مانند روده و نخ ابريشم باعث ميشد صداي اين ساز صدايي استثنايي، عميق، نافذ و در عين حال لطيف و روح نواز باشد که بي جهت نگفته اند:
           ما همه از دار آدم بودهايم     


                              در بهشت اين لفظها بشنوده ايم


          ناله تنبور و برخي سازها    


                             ا ندکي   ما ند   بدان   آواز ها
اما با جايگزين شدن اين رشته ها با سيمهاي فلزي ، جنس صداي تنبور دچار تغيير شد و ويژگيهاي بي مانند اين صداها کمرنگ شدند.
از جمله ديگر تغييراتي که در تنبور ايجاد شد، اضافه شدن سيم سوم به اين ساز بود که بدست مرحوم نور علي الهي انجام شد. اين تغيير علاوه بر افزايش صداي ساز، اجازه انجام برخي شيرين نوازي ها رامانند ساز تار به نوازنده ميدهد.
تنبور از جمله سازهايي است که از نظربررسي نغمات ، توانسته ميراث کهن خود را سينه به سينه با کمترين تحريف حفظ کرده و به نسلهاي بعد منتقل کند.
اين امر هم از لحاظ نغمات باستاني – که از بهترين منابع براي بررسي موسيقي باستاني ايران است – و هم از لحاظ موسيقي آئييني- مذهبي در خور توجه است.
بسياري معتقدند که رديف موسيقي ايراني نغمات تکامل يافته مقامهاي باستاني ايران است که در گذر زمان دچار تغييراتي شده و با تاثير از موسيقي هاي ديگر از سرچشمه خود فاصله گرفته است.
از طرفي ميدانيم که موسيقي اقوام کرد داراي اصلت و غناي قابل توجهي است. و اين امر بدان سبب است که موسيقي با زندگي اين مردم عجين شده است.اين موهبت باعث شد که تنبور کردي ميراث نسلهاي گذشته را به نيکي حفظ کند.بعلاوه مسائل آئييني و مذهبي باعث شد که بسياري ازنغمات تنها در حلقه اين جماعت باقي بماند و با تعصب و غيرت در نگهداري آن بکوشند.زيرا در مورد مسائل اعتقادي تک تک افراد از جان مايه ميگذارند و با اعتقاد به اينکه اين نغمات مقدس هستند ، از رسيدن آنها به گوش غير محارم جلوگيري ميکردند که اين امر باعث بروز کمترين دخل و تصرف در نغمات مي شد.


ادامه دارد....



+ نورعلي در دون حيوان

نويسنده:علي آباداني::: پنجشنبه 3/5/1387::: ساعت 11:45 صبح

 


نورعلي در دون حيوان


 


 آيا دوستان ميدونن که حضرت استاد نورعلي الهي يا همون مشدي فتح ا... خودمون قبل از مرگش گفته که من ديگه به دون آدم بر نميگردم و به دون گنجشک ميروم . جالبه نه ، معمولا عرفا و حکما سير صعودي براي روح قائل هستند اما اين .... قائل به سير نزولي روح و معرفت هست واقعا که تناسخ حيواني زيبنده نورعلي است و بس



+ افشاگري سيد خليل عالي نزاد در رد مکتب نورعلي

نويسنده:علي آباداني::: شنبه 29/4/1387::: ساعت 1:52 صبح
بدون هيچ توضيحي نامه سيد خليل عالي نژاد رو که يکي از دوستان اهل حقم به نام محمد امين کرمانشاهي در کلوب معرفت شاه خوشيني قرار داده بودند رو در معرض ديد واقع بينان حق قرار ميدهم تا خود قضاوت کنيد در مورد اين مکتب تروريستي نورعلي.

امين کرمانشاهي

هو
تجربه نشان داده که از هر دين و مذهب و فرقه اي قطعا گروه هايي منشعب خواهند شد که از مسير و اهداف اصلي آن جريان فاصله ميگيرند . و طبيعطا تعدادي رهرو هم پيدا خواهد کرد . اما وظيفه اصلي پيروان آن مکتب اين است که اولا : قدرت تشخيص راه از بيراهه را داشته باشند . دوما : نسبت به هدايت افراد گمراه سعي خود را بنمايند سوما : در برابر تبليغات منفي دشمنان مکتب خود که از اين انحراف به وجود آمده ، سوء استفاده ميکنند ، به موقع عکس العمل نشان دهند .

استاد سيد خليل عالي نژاد به عنوان يک پيرو حقيقي دين ياري در برابر انحرافات هم مسلکان خود احساس وظيفه کرده و در حد وظيفه خود اقدام نموده . نمونه متن نامه اي که ايشان جهت رسوايي پيروان مکتب نورعلي الهي نوشته اند را در زير مشاهده ميکنيد .
مدد از ذات حضرت عالي قلندر .
به پيوست اين ادعا نامه مدارک تکان دهنده اي که حاکي از جنايات و آشوب و انواع خيانت و عقايد تماما شرک و نفاق سردمداران و طرفداران مکتب نور علي الهي(به رهبري دکتر بهرام الهي)را که شامل دو جزوه و دو نوار حاوي اعترافات کتبي و شفاهي يکي از سران مکتب ياد شده و نمونه اي از اذکار و سروده هاي جمعي و برخي از سخنان و شعارهاي سران و پيروان مکتب رذالت پيشه مورد بحث است را به حضورتان تقديم و بدينوسيله اعلام مي داريم که نامبردگان با تشکيلي کلاسها و جلسات ظاهرا مذهبي در تهران و شمال و هشتگرد و جيحون آباد صحنه براي رسيدن به مقاصد شوم سياسي در فعاليتند.و کتب منتشره حق الحقائق و برهان الحق و آثار الحق را به ترتيب به منزله کتب مقدسه چون قران و نهج البلاغه و نهج الفصاحه مي پندارند و مولف حق الحقائق را جبرئيل و مولف برهان الحق را صريحا خدا و دکتر بهرام را امام حسين(ع) و شيخ جاني را که زني نابينا است حضرت زهراء مي دانند و روستاي جيحون آباد که مقبره پدر نور علي الهي در آنجا و خواهر نور علي در انجا ساکن است مرکز رهبري فرقه ياد شده مي باشد و مهمترين جلسات آنها در آنجا برقرار مي شود انتشارات جيحون در مقابل دانشگاه تهران و انتشارات حسيني در گيشا مامور تبليغ و انتشار کتب  ضاله نور علي الهي مي باشند.نمونه اينکه نور علي الهي در ملحقات برهان الحق ص654در جواب سوال 366به عنوان وجوه تسميه کلمات نام و شهرت خود سه ايه قرآني ارائه داده است و به استناد آن به زيرکي خود را خدا معرفي نموده است.سران و پيروان اين مکتب در جاي جاي اين نظام رخنه کرده اند و ادامه فعاليتشان تهديدي جدي بر عليه انقلاب و اسلام و ايران محسوب مي شود.
بدينوسيله شايسته است که سران مملکت اسلامي به استدعاي اينجانب که نشات گرفته از حب دين و دلسوزي در حق انقلاب و تعهد در قبال جامعه اسلامي و کشور است،رسيدگي نموده و با هوشياري و قاطعيت تمام نسبت به انهلال و انهدام اين مکتب شرک و نفاق اقدام نموده و نشر و توزيع کتب ضاله اين مکتب ضاله را متوقف و مسببين را به سزاي اعمال خود برسانند.
به پيوست اين ادعا نامه مدارک تکان دهنده اي که حاکي از جنايات و آشوب و انواع خيانت و عقايد تماما شرک و نفاق سردمداران و طرفداران مکتب نور علي الهي(به رهبري دکتر بهرام الهي)را که شامل دو جزوه و دو نوار حاوي اعترافات کتبي و شفاهي يکي از سران مکتب ياد شده و نمونه اي از اذکار و سروده هاي جمعي و برخي از سخنان و شعارهاي سران و پيروان مکتب رذالت پيشه مورد بحث است را به حضورتان تقديم و بدينوسيله اعلام مي داريم که نامبردگان با تشکيلي کلاسها و جلسات ظاهرا مذهبي در تهران و شمال و هشتگرد و جيحون آباد صحنه براي رسيدن به مقاصد شوم سياسي در فعاليتند.و کتب منتشره حق الحقائق و برهان الحق و آثار الحق را به ترتيب به منزله کتب مقدسه چون قران و نهج البلاغه و نهج الفصاحه مي پندارند و مولف حق الحقائق را جبرئيل و مولف برهان الحق را صريحا خدا و دکتر بهرام را امام حسين(ع) و شيخ جاني را که زني نابينا است حضرت زهراء مي دانند و روستاي جيحون آباد که مقبره پدر نور علي الهي در آنجا و خواهر نور علي در انجا ساکن است مرکز رهبري فرقه ياد شده مي باشد و مهمترين جلسات آنها در آنجا برقرار مي شود انتشارات جيحون در مقابل دانشگاه تهران و انتشارات حسيني در گيشا مامور تبليغ و انتشار کتب  ضاله نور علي الهي مي باشند.نمونه اينکه نور علي الهي در ملحقات برهان الحق ص654در جواب سوال 366به عنوان وجوه تسميه کلمات نام و شهرت خود سه ايه قرآني ارائه داده است و به استناد آن به زيرکي خود را خدا معرفي نموده است.سران و پيروان اين مکتب در جاي جاي اين نظام رخنه کرده اند و ادامه فعاليتشان تهديدي جدي بر عليه انقلاب و اسلام و ايران محسوب مي شود.
بدينوسيله شايسته است که سران مملکت اسلامي به استدعاي اينجانب که نشات گرفته از حب دين و دلسوزي در حق انقلاب و تعهد در قبال جامعه اسلامي و کشور است،رسيدگي نموده و با هوشياري و قاطعيت تمام نسبت به انهلال و انهدام اين مکتب شرک و نفاق اقدام نموده و نشر و توزيع کتب ضاله اين مکتب ضاله را متوقف و مسببين را به سزاي اعمال خود برسانند .

بيا ساقي بده ساغر به عشق شاه پرديور

                   تمام جان ز مي کن تر به عشق ساقي کوثر

 





+ برخي از اصطلاحات اهل حق 6

نويسنده:علي آباداني::: شنبه 29/4/1387::: ساعت 12:2 صبح

دون به دون : دون ظاهرا کلمه اي ترکي بوده و به معني جامه مي باشد در بين اين فرقه « دون به دون» يا « دون نادون » به معني جامه پوشي متعدد و مظهريت يافتن ذات حق در مورد افراد رواج داشته و اساسا يکي از مباني اعتقادي فرقه که نزديک به تناسخ است تشکيل مي دهد، گاهي در مورد حلول ذات حق در جسم و جامه انساني به کار مي برند و گاهي نيز مترادف تناسخ و گردش ارواح در اجسام مختلف استعمال مي نمايند.


تناسخ : داخل شدن روح در جسم ديگري و يا انتقال روح از بدني به بدن ديگر گويند. بر اساس مباني اعتقادي اهل حق روح انسان هزار و يک دون يا جامه عوض مي کند و با گردش در جامه هاي مختلف جزاي اعمال گذشته خود را خواهد ديد و جامه هاي بعدي  متناسب است با اعمالي که در گذشته انجام داده است.


حلول : به معني فرود آمدن چيزي در غير خود است و در اصطلاح فرقه منظور همان حلول ذات حق در انسان، نبات و جماد است و برخي محققان از فرقه اهل حق به عنوان « حلوليه » ياد نموده اند.


ادامه دارد...




[ خانه | ايميل |شناسنامه | مديريت ]

©template designed by: www.persianblog.com